شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

322

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

زيان خود « 86 » را . بدان كه زبان در حكمت است ، هرگاه در را خراب ساختى در مىآيد به خانهء تو كسى « 87 » كه تو نخواهى ، و هرگاه در را محافظت نمودى ، خزانه را محافظت مىتوانى كرد ، و چون مالك لسان خود شد اگر سخن خود را رواج ديد مىگويد ، اگر نه خاموش است ؛ و اگر او را به سخن آرد كسى كه ارادهء دين‌شناسى داشته باشد ، هر چه گويد از روى اجتهاد مىگويد ، و اگر سفيهى او را به سخن آرد خاموش مىباشد . 37 ، 39 - گرامى دار حكمت خدا را ، و ضايع مگردان آن را پيش كسى كه سهل مىداند آن را ، و بخيلى مكن « 88 » با كسى كه ياد مىگيرد و نگاه مىدارد آن را . 37 ، 40 - اى پسر من ، به درستى كه زبان كليد خير و شرست ، دهن خود را مهر كن مگر از خير « 89 » ، همچنانكه هميان طلا و نقره را مهر مىكنى . خوشا حال كسى كه بازى نخورد به دنيا و ندامت نكشد روز حساب . 37 ، 41 - اى پسر من ، ضايع مگردان مال خود را ، و به صلاح آر مال « 90 » ديگران را ، به درستى كه مال تو چيزيست كه از براى نفس خود پيش فرستاده باشى ، و مال ديگرى آنست كه از براى ديگرى واگذارى « 91 » . 37 ، 42 - اى پسر من ، چيزى نيست در دنيا مگر يكى از دو كس را : مردى كه ازو اعمال ناشايست بسيار به فعل آمده باشد ، و او حريص و بجد باشد كه همه آن اعمال را به عمل صالح تلافى و تدارك كند ، تا عفو كند و ببخشد خداى تعالى بدىهاى او را [ و مردى كه درجات طلب كند و در آن شتاب كند . اى پسر من با حزم‌ترين مردم دنيا دو كس‌اند « 92 » ] . مردى كه خداى تعالى او را در دنيا شرفى و عزتى داده

--> ( 86 ) - د : اينها زبان خود . ( 87 ) - د : به خانه كسى . ( 88 ) - د : بخل مكن . ( 89 ) - اساس : كن از خير . ( 90 ) - د : خود را به صلاح آرى مال . ( 91 ) - اساس : ديگر واگذارى . ( 92 ) - اساس : ندارد .